تبليغاتX
rahA
i love mine
Fri 22 Aug 2008
 

سنگ ِ اندکی بودم

شبی کاملا اتفاقی

در حوالی نی لبکی آتشین

نگاه میشی رنگی را

بر خماری نفس های گم شده ام

آب شدم

.

 

+ 10:36 PM .
Tue 29 Jul 2008

 

من ماهی های دم باریک ِ قرمزی را خوابانده ام

که شب ها در کفن ِ ماه داری ، پرواز میکنند . .

 

 

+ 8:46 PM .
Sat 14 Jun 2008

 

 

 اینجاست یار ِ گم شده گرد جهان مگرد  

 خود را بجوی سایه ، اگر جستجو کنی .

 

 

+ 6:43 PM .
Sun 1 Jun 2008

 

پنجره ها

زمزمه ی لالایی را بر پیشانی ام بوسه میزنند

آنگاه

که ماه در خواب ، لبانش خشکیده بود .

 

 

+ 11:30 PM .
Sat 24 May 2008

 

هر شب ، در ته این غار ، دست زیر سر

خفاشهای دنیا بر عکس خوابیده ای را میشمارم

که حکایت زیستن را در چشمان من کاشته اند

و صدای بی تپش ِ وجود ام

ملایم ترین موسیقی ست که سنگها را هم به رویاها کشانده است

تا قندیل هایشان را ، قطره قطره آب کنند .

 

 

+ 11:20 PM .
Sat 17 May 2008

 

من ، سنگین تر از حجم یک زندگی ام

.

 

 

+ 11:42 PM .
Wed 7 May 2008
On the time, we had been munched out by the heaven

 

 

 نوشته شده بوده توسط از غافله دل آب شده گان .

 

 

+ 11:39 PM .
Mon 5 May 2008

 

بالش ام ، گوله گوله ، دلتنگ است

به تلافی روزها و شب هایی که تو یی را در پرهایش میخواند ام   

و قصه هایی که با پَرهایش از تو یی می بافتم

.

 

 

+ 9:53 PM .